X
تبلیغات
تودل من خروارها حرف مونده...

تودل من خروارها حرف مونده...

گریه نکن

مي دوني؟

يه اتاقي باشه گرمه گرم...روشنه روشن...

تو باشي منم باشم...

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد باشه...

تو منو بغلم کني که نترسم...که سردم نشه...که نلرزم...

اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار...پاهاتم دراز کردي

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم...

با پاهات محکم منو گرفتي ...دو تا دستتم دورم حلقه کردي

بهت مي گم چشماتو مي بندي؟...

مي گي آره بعد چشماتو مي بندي...

بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟

مي گي آره ... بعد شروع مي کني اروم اروم تو گوشم قصه گفتن...

يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن

مي دوني؟

مي خوام رگ بزنم...رگ خودمو...مچ دست چپمو...يه حرکت سريعيه ضربه عميق...بلدي که؟

ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم...تو چشماتو بستي نميدوني...

من تيغ رو از جيبم در ميارم...نمي بيني که سريع مي برم...نمي بينی

خون فواره مي زنه...رو سنگاي سفيد...نمي بيني که دستم مي سوزه

و لبم رو گاز مي گيرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني...

تو داري قصه مي گي...

من شلوارک پامه...دستمو مي ذارم رو زانوم...خون مياد از دستم ميريزه

رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا...قشنگه مسير حرکتش...

حيف که چشمات بسته است و نمي توني ببيني

تو بغلم کردي...مي بيني که سرد شدم...محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم...

مي بيني نامنظم نفس مي کشم...تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت...

مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم...

مي بيني ديگه نفس نمي کشم...

چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم

مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن...از تنهايي مردن...

از خون ديدن...وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم...

مردن خوب بود ارومه اروم...

گريه نکن ديگه...من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدياااا...

بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي...

گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي شکنه

دل روح نازکه... نشکونش خب؟؟


برچسب‌ها: گریه نکن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 21:45 توسط دس رنج امیرعلی

کسی بیاید

normal_Avazak_ir-Boy101

کسی بیاید پادرمیانی کند و

بگوید

جز خودم

پای کسی درمیان نیست …


برچسب‌ها: کسی بیاید
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 0:42 توسط دس رنج امیرعلی |

اگرامروز تنهایم ,خودم دیروز بد کردم

 

 

گردن عشــــــــــق را لا به لای گیوتین زمـــان بگذار
تاب دیدنش را ندارم
خون تنهــــــایی می پـــــــــاشد بر جســـــــــــم و جان مـن من
روی بر میگردانم از هرچه پیش رویم استـــــــــ
امـا بدان در غـــــــم نبودنش
فریــــــــــــاد دوستت دارم بر می آورم
و چنگ بر احســـــــاس میکشمــــــ
هوای روزگار را با اشک هایم اشباع میکنمـــــــــ
غم انگیز استـــــ
من با دیدنش بالا می آورم هرچه در دلــــــم مانده نیــــست
و کلبه ی تنهایی من لبریز شده است از نبودنش
تو گردنش را بزن
بیخیال من باش
من با خودم زندگی را ویــــــــــــران خواهم کرد
با اینکه با مرگش دلگـــــــــــیر میشوم
اما گناه کار بود…
به افکارو خیال داشتنت در سرم اجازه ماندن نداد
و آن ها را آواره ی کوچه های سردر گم با تو بودن کرد
بزن گردنش را بزن
با اینکه نابود میشوم اما بزن
منتظر خواهش من نمان
بزن…
قسمتی ازفیلم نامه ی زندگی با کارگردانی من
با بازی هیچـــــــــــــکس…


برچسب‌ها: اگرامروز تنهایم, خودم دیروز بد کردم
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 1:49 توسط دس رنج امیرعلی

دردم این است...

gham

 

دردم این است :
که درکت به دردم نمی رسد !

 .

.

.

.

.

خسته ام . . .
از این سوال بی جواب ،
که هر لـحظه می پرسم ،
” یعنـی الان کجائی ” . . . ؟!

 .

.

.

.

.

راه بدی را انتخاب کرده بودم برای نگه داشتنت : صداقت ، مهربانی ، زیاد به تو توجه داشتن و خیلی حماقت های دیگر . . .
این روزها هرچه خائن تر باشی دوست داشتنی تری
!


برچسب‌ها: دردم این است
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 10:44 توسط دس رنج امیرعلی |

فراموشی...

بے تـ ـابـــــَـم نـِمے شـَـوے


 بے قــــَـ ـرارے نـِـمے کــُنـَـمـ


 فــَراموشیــِـماלּ مــُـبارَکــ ــ ــ!!! 

 



برچسب‌ها: فراموشی
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 23:50 توسط دس رنج امیرعلی |

افتخاردل شکستن...

اگر افتخارت دل شکستن است!!!

 به عزیزانت بگو اسفند دود کنند…

این بار افتخار که نه،حماسه آفریدی!!!!



برچسب‌ها: افتخاردل شکستن
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 22:32 توسط دس رنج امیرعلی |

این روزا

این روزا ...

سکوتو فریادی بلند میبینم

بغضو کوهی سست

خاطرات مثل سوهانی بر روحم

این روزا تاریکه مثل شبهام خوابم ولی بیدار

این روزا جنون هم به زانو افتاده

این روزا هستم ولی بریدم ، خستم

این روزا تکرارم پر از حسرت ، پر از تنهایی

این روزا طلوع غروبم این روزا خودم نیستم پر از نقطه چینم

دفتر خاطراتم پر شده از دردام

این روزا از دستم در رفته شمارش دردام

این روزا بارون هم نمیباره چه برسه به من

این روزا بهترین دوستم قلمه دستمه فقط می گذرم ،

اما به چه قیمتی ، نمیدونم ...


برچسب‌ها: این روزا
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 22:25 توسط دس رنج امیرعلی |

دست از اذیت کردنش بردارید...

کمرش را بشکنید

اما غرورش را نشکنید

مردی که گریه می‌کند…

دیگر چیزی برای شکستن ندارد

دست از اذیت کردنش بردارید.


برچسب‌ها: دست از اذیت کردنش بردارید
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 22:23 توسط دس رنج امیرعلی |

دل شکسته...

 می بخشم  کسانی  را که  هر چه  خواستند با من  بادلم  با احساسم  کردند... 


و مرا در دور دست  خودم  تنها گذاشتند و من  امروز به  پایان  خودم  نزدیکم ...


پروردگارا ....!!!!!!


  به  من  بیاموز در این  فرصت  حیاتم  آهی  نکشم  برای  کسانی  که  

 

  دلم  را  شکستند...


 

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

 

عکس عاشقانه جدید

برچسب‌ها: دل شکسته
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت 23:50 توسط دس رنج امیرعلی |

دیگه تموم شد............

Alone-boy-seri-5-bo3e-com-1.jpg


شکـــ نکـــــن !

آیــ●ــنده اے خوـاهــم ساختــــ کــه

گذشتـــه ام جلویش زآنــو بـــزند !

قـــرآر نیستــــ مـــن هـــم دلِ کَسِ دیگـــری را بسوزانـَــم !

برعکـــس کســے را کــه وارد زندگـــیم میشود

آنقـــــدر خــــوشـــبـ ــتـــــ میکنــم کـــه

بـــه هر روزے کـــه جاے " او " نیستــــے

بـــه خودتـــــ لعنتـــــ بفرستــــے! لعنتیـــ  !!!


برچسب‌ها: دیگه تموم شد
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 13:4 توسط دس رنج امیرعلی |